تبليغاتX
" نقد فیلم و بازیگری در سینمای ایران

" نقد فیلم و بازیگری در سینمای ایران

من در این وبلاگ نقد فیلم و نیم نگاهی به بازیگری خواهم داشت

يكي از شاخصه هاي جشنواره گذشته حضور فيلم هاي قابل قبول در ژانر دفاع مقدس بود . روزهاي زندگي اخرين ساخته پرويز شيخ طادي را ميتوان يكي از كارهاي خوب و آبرومند در اين ژانر فراموش شده سينماي ايران دانست . پرداختن به مقوله جنگ و توصيف تازه اي از روزهاي جنگ تحميلي يكي از نكات بارز اين اثر است .همانگونه كه در سينماي جهان نيز هر از گاهي فيلمي در حول و حوش جنگ جهاني دوم ساخته مي شود و با اينكه سالهاي زيادي از آن برهه زماني گذشته است اما سينماي جهان نشان داده است رخداد مهمي مانند جنگ و تبعات آن آنقدر موضوع حساس و مهمي است كه ميتوان ساليان طولاني ابعاد مختلف آن را مورد بررسي قرار داد.پرويز شيخ طادي پس از ساخت فيلم خوب شكارچي شنبه  نگاه تازه اي به مقوله هشت سال دفاع مقدس داشته است و با انتخاب يك زوج پزشك و قرار دادن آنها در دل حادثه نه تنها به زيباي نگاه نيمه روانشناسانه به روابط بين اين دو دارد بلكه با بازتاب جنگ در دل روابط انساني سعي دارد از زواياي جديدي به مقوله انساني جنگ بپردازد .

امير علي  علوي و همسرش كه پزشك حاذقي هستند در آخرين روزهاي جنگ در بيمارستان صحرايي  به همراه تعداد زيادي مجروح مورد حمله قرار مي گيرند و اين موضوع دستمايه اصلي قصه روزهاي زندگي است .

وجود كاراكترهاي مختلف و بعضا خاكستري قصه در كنار ريتم خوب و تدوين مناسب اثر به خوبي مخاطب را به وسط ميدان جنگ مي كشاند فيلمبرداري قابل قبول در كنار جلوه هاي  ويژه ميداني موفق ، فيلم را به يكي از آثار ماندگار سينماي دفاع مقدس تبديل كرده است .

هر چند كه قصه در بعضي از لحظات در ورطه تكرار نوع روايت خود اسير مي شود اما نگاه خوب شيخ طادي به كاراكتر زن در صحنه هاي ملتهب جنگ به خوبي همدلي مخاطب را بر مي انگيزد .

نگاه خاص شيخ طادي به كاراكتر زن قصه در كنار بازي شايسته هنگامه قاضياني ژشخصيت زن را از موجودي كه گرفتار بدترين شرايط جنگ شده است در جايگاه قهرماني آگاه و شجاع در آورده كه نه تنها ميدان را خالي نمي كند بلكه پا به پاي همسرش ايستادگي مي كند و حتي در برهه اي از زمان يكه تاز ميدان جنگ است .

قاضياني آگاهي كامل از نوع نقش و جايگاه متفاوت زن در سينماي جنگ دارد و با درايت شخصي كه در پياده سازي نقش هاي خاص زنانه دارد با استفاده از زبان بدن و نگاه خاص خود به خوبي از پس ايفاي اين نقش برآمده است .زني كه در سخترين لحظات نيز عشق خالصانه اي به همسرش دارد .

نگاه خاص شيخ طادي به مقوله جنگه باعث شده است فيلم روزهاي زندگي روايت صادقانه اي باشد از سخترين لحظات زندگي در ميدان جنگي كه انسانهاي عادي قهرمان اصلي آن به شمار مي آيند .آدمهايي كه جنگ را نمي خواهند اما در بحبوحه آن با شرافت از سرزمين مادري دفاع مي كنند

منبع: خبرگزاری هنر

نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 20:51 توسط مریم مطلب پور|

نام حسن فتحي با كارنامه هيجده ساله او در تلويزيون بيشتر براي علاقه مندان سريال هاي تلويزيوني آشنا است . فتحي علاقه خاص خود به تاريخ دويست ساله اين مرزوبوم را با استفاده از داستانهاي ملودرام و عاشقانه و با بستري  جنايي به خورد مخاطب عام مي دهد .او كه يكي از كارگردان هاي مهم در عرصه سريال سازي در دو دهه گذشته سيما به حساب مي آيد با علاقه وافر خود به فرهنگ معاصر نشان داده است كه مي توان سريال هاي پر مخاطب را در سبك و سياق متفاوت بر صفحه جادويي تلويزيون در حالي منعكس نمود كه مخاطب با كاراكترهاي داستان همدلي قابل قبولي نشان دهد . شاخصه مهم آثار تلويزيوني او ديالوگ هاي خاص با ضرباهنگ مناسب و استفاده به جا از آنها در بستر فيلم نامه اي قابل قبول و در بسياري از لحظات ساختار شكن است . همين امر در بررسي كليت آثار او برگ برنده سريالهاي پر مخاطب كارنامه هنري اوست . شناخت خوب او از جامعه معاصر و آشنايي او با موضوعات مورد پسند متناسب با فرهنگ بومي تماشاگر ايراني آثار او را در رده بهترين مجموعه هاي تلويزيون در دو دهه گذشته قرار داده است .

مجموعه‌هاي تلويزيوني «همسايه‌ها»، «پهلوانان نمي‌ميرند»، «فردا دير است»، «روشن تراز خاموشي»، «شب دهم» و «میوه ممنوعه» و «مدار صفر درجه» و «اشكها و لبخندها» و« زاينده رود» و تله‌تئاترهاي «معماي يک قتل»، «تله موش» و فيلم تلويزيوني «نسخه خطي» حاصل 18 سال حضور و فعاليت مستمر حسن فتحي در عرصه برنامه‌سازي تلويزيوني است.. نام او نخستين‌بار در تيتراژ مجموعه تلويزيوني همسايه‌ها (زمستان 1372) در مقام کارگردان ديده شد. مجموعه‌اي که براي ماه رمضان آن سال تدارک ديده شده بود و هرچند سريال درخشاني در كارنامه او به حساب نمي آمد اما  مخاطب شناسي فتحي سبب شد اين مجموعه استانداردهايي به مراتب بالاتر از اکثر مجموعه‌هاي آن زمان سيما داشت. از نكات بارز آن نوع رفتار كاراكترهاي قصه در روابط و تعامل بين همسايگان قابل توجه بود .

پس از اين مجموعه، فتحي به ساخت تله تئاتر روي آورد كه در آن برهه زماني بسيار مورد توجه مخاطبان بود .بي‌ترديد وي بخش عمده‌‌اي از موقعيت و شهرت حال حاضر خود را  مديون فعاليت در اين عرصه است. نخستين اثر او در اين حيطه تله‌تئاتر پرکشش و ديدني «معماي يک قتل» بود که براساس داستان مشهور "شاهدي براي بازپرسي" اثر آگاتاکريستي ساخته شده ودر پاييز 1373 روي آنتن شبکه دوم سيما رفت. کاري جذاب و قابل دفاع که تمام عناصر آن از انتخاب  به جاي نمايشنامه به عنوان بستر اصلي تا پرداخت نهايي آن براي تبديل شدن به تله‌تئاتر  و گزينش درست و مناسب بازيگران در كنار نوع هدايت وکارگرداني اثر، همگي از ظهور يک کارگردان آگاه و خلاق در اين عرصه خبر مي‌دادند.

   او در دومین حضورش در عرصه کارگرداني تله‌تئاتر با انتخاب يكي از بهترين قصه هاي آگاتا كريستي توانست يكي از ماندگارترين تله تاترهاي تلويزيوني را خلق كند." تله موش" در پاييز و زمستان 1376 و از شبکه دوم سيما به مخاطبان عرضه شد. او در اين تله‌تئاتر با توجه به فضاي حاکم بر داستان قدرت مانور بيشتري داشت و با مهارت و انتخاب بازيگران مطرح كه سابقه حضور در تاتر را داشتند ، بازي هاي درخشاني را درفضاي استوديو به تصوير كشيد.

در ادامه او با اتکا به همين دو اثر قابل تأمل نام و موقعيت خود را در ميان کارگردانان تلويزيون تحکيم کرد. در حوزه مجموعه‌سازي تلويزيوني كارنامه فتحي دچار فراز و فرودهايي است، فتحي با ساخت مجموعه "پهلوانان نمي ميرند"  در سال  1375 در اولين گام سريال سازي با خلق اثري كه نيم نگاهي به زندگي عامه مردم در زمان قاجر داشت .گوشه اي از علايق خود به فرهنگ گفتاري و ادبيات كوچه بازاري آن را دوران نشان داد .او در بازسازي كاراكترهاي كه دم از پهلواني و مردانگي مي زنند بسيار موفق عمل كرد و با استفاده از بازيگران با سابقه تاتري و چهره هاي جوياي نام توانايي خود در خلق موقعيت هاي دراماتيك و قراردادن سوژه اي  معمايي در بستر درام ، استعداد و علاقه خود به بازسازي داستانهاي بومي را به رخ كشيد . عشق زيبا و قابل باور ميان فاطمه (کتايون رياحي) و عزت (علي گوهري) درزمان خود موقعيت دراماتيك قابل قبولي را تصوير كرد .همين امر و كارگرداني قابل قبول فتحي در بازسازي فرهنگ عاميه آن دوران مجموعه اي پرمخاطب معمايي  را روانه آنتن كرد كه در زمان خود يكي از بهترين سريال هاي داستاني_ معمايي ايراني بود.

  او در سال 1377 يكي از مهجورترين آثار تلويزيوني اش را ساخت . " فردا دير است" مجموعه اي که با بررسي روان کاوانه بسياري از پرونده هاي بزهكاري آن دوران موقعيت هاي دلهره آور هوشمندانه اي را بوجود آورد كه در زمان خود نوع آوري به حساب مي آمد  . او با بررسي ريشه هاي فردي و اجتماعي بيماري ها رواني و تاثير آن بر جامعه جوان معاصر ، توانايي کارگردانش در سوژه پردازي را به رخ مي كشد

 در ادامه فتحي در نوروز 1380 يكي از ماندگارترين وبا كيفيت ترين اثار كارنامه كاري اش را ساخت. فتحي در شب دهم با استفاده از تقارن  نوروز با ماه محرم ظرافت و طنازي قلم خود را به رخ كشيد . نگاه خاص او در اين سريال به مقوله عشق و بازساري دراماتيك قصه با بستري ديني ، نوع نگاه خاص او به فلسفه تعزيه را منعكس مي كند .او در اين سريال با روايت داستاني عاشقانه نگاه تازه اي به هنر تعزيه داشت و به ظرافت دو مقوله عشق و دين را در قالب داستاني مخاطب پسند به خورد تماشاگر مشتاق داد. علاقه و اشراف او به بازسازي فرهنگ عامه باعث شد كاراكتر حيدر خوش مرام ( حسين ياري ) و عشق او  به شازده قجري مخاطب را غافلگير كرد . علي الخصوص انتخاب پرويز فلاح پور كه مخاطب پيشينه تصويري از او نداشت . به زيبايي رابطه بين اين دو دوست را تصوير كرد و اين مجموعه به ياد ماندني با استقبال زياد مردم مواجه شد .كارگرداني حرفه اي او و پرداخت داستان جذابش از مهترين عوامل اين اقبال بود . 

  او در ادامه روند رو به رشد خود در سريال سازي تاريخي مجموعه " روشنتر از خاموشي " را در سال 1381 ساخت. او با ساخت اين مجموعه علاوه بر اينكه به بررسي وتصوير فيلسوف بزرگ ايراني ملاصدرا پرداخت، از علايق خود در حيطه فلسفه و بررسي ايدولوژي هاي اعتقادي پرده برداشت .او اينبار نيز با استفاده از بازيگران خوب و فيلم نامه اي كامل نه تنها به بررسي زندگي ملاصدرا پرداخت ، بلكه گوشه چشمي به نوع حكومت صفويه و علي الخصوص شاه عباس داشت كه در نگاه كلي باز هم به علاقه او به تاريخ اين مرز و بوم و تصوير سازي آن براي جامعه جوان معاصر را نشان مي دهد .

 او در سال 1386 سريالي را به پخش تلويزيون رساند كه يكي از مهمترين اثار كارنامه او از ديدگاه سياسي و فلسفي است ."مدار صفر درجه "  اوپس از چند سال سكوت در تلويزيون وگذشت سه سال تحقيق ، ساخت اين سريال را پايان برد  .اينبار عشاق او پسري ايراني _فلسطيني و دختري فرانسوي بودند . او داستان تلخ سريال را به فلسفه ظهور صهيونسيم پيوند زد و با استفاده از بازيگران بين المللي يكي از ماندگارترين اثار سريالي تلويزيون را ساخت. کافی است تا تبحر او در دیالوگ نویسی و ارائه داستان های ملی و مذهبی موازی باهم در حالی که بار دراما تیک  داستان و مضمون عشق رابه همراه دارد, دنبال کرد . این موضوع کار بلدی او را درارائه داستان های پیچیده و سخت به زبان ساده برای همه اقشار جامعه را نشان می دهد . مدار صفر در جه داستان زندگی حبیب پارسا .است .که جهت تحصیل به فرانسه میرود  ودر آنجا با سارا استورک که یک دختر فرانسوی یهودی آشنا میشود .  اینبار فتحی برای سریال خود به سراغ موصوع حساسی رفته است .عشق یک پسر مسلمان به یک دختر یهودی به اندازه کافی حساسیت برانگیز هست و فتحی با قلم توانا و استعداد شگرفی که در نوشتن و علاقه به تاریخ دارد,داستان این عشق را در زمان شروع جنگ جهانی دوم و آزار و اذیت یهودیان در اروپا با مهارت به اشغال ایران توسط متفقين پيوند ميزند .و با قرار دادن ارتباط های عاطفی  و مثلث های عشقی بین کارکترهای داستان ,  به موازی  تعریف داستان عشق حبیب و سارا داستان عشاق دیگر را نیز به سرانجام میرساند و با استفاده از این حربه برای مخاطب عام این داستان سیاسی و پیچیده راقابل درک می کند . به جرات میتوان سریال مدار صفر درجه راتنها سریالی دانست که توانسته است خطوط قرمز ممیزی در تلویزیون ایران رابا ظرافت بشکند و صحنه های را در قاب تلویزیون به تماشاگر وطنی نشان دهد , که تا قبل از پخش این سریال همگی غیر قابل دیده شدن بود.

 ميوه ممنوعه سريالي مناسبتي بود كه در رمصان 86 از شبكه دوم سيما پخش شد. فتحي در "ميوه ممنوعه" به آسيب شناسي عبادت هاي ظاهري پرداخت و بازي به ياد ماندني علي نصيريان در نقش حاج يونس فتوحي اين سريال را در خاطره ماندگار كرد . پرداخت عشق حاج فتوحي در پيرانه سري و تقابل بين عقل و عشق يكي از نكات بارز اين سريال بود .

 در سال 1388 فتحي سريالي  كمدي را به نام "اشكها و لبخندها "براي شبكه يك ساخت . او اينبار با استفاده از سوژه هنروران به دغدغه هاي فرهنگي يک سينمادار ورشکسته و نگاه سودجويانه سياهي لشکرها پرداخت  تلخي دروني قصه اي كه روايتي طنز گونه داشت  و ديالوگ نويسي خاص و اهنگين آن يكي از نكات برجسته اين سريال بود كه چندان مورد اقبال عموم قرار نگرفت .

 فتحي كارنامه تلويزيوني اش را تا به امروز با سريال " در مسير زاينده رو " كه رمضان 89 از تلويزيون پحش شد ، تكميل كرد . او اينبار قصه اش را در خانواده اي اصفهاني روايت كرد .كه در زمان پخش نيز دچار سوتفهاماتي در زمينه نوع بيان لهجه اصفهاني بوجود آمد . در كل اين شريال به عير از بازي خوب حسين محجوب بيشتر به پشت پرده مناسبات غلط در فوتبال حرفه اي پرداخته شده بود كه در مقايسه با كارهاي شاخص كارنامه او چندان موفق نبود .

  نكته اي كه در بررسي كارنامه تلويزيوني اين هنرمند مشهود است تسلط و گرايش فتحي به تاريخ اين سرزمين و پرداخت كاراكترهاي آثارش در دل فرهنگ بومي و فولكلور ايراني است . هوشياري او در شناخت كاستي هاي جامعه و برجسته تر كردن اين معضلات در لفافه اي از عشق از نكات بارز كارنامه تلويزيوني اوست  در مجموع نبايد از ياد برد که او سازنده دو مجموعه‌اي است که در رديف خاطره‌انگيزترين و پرمخاطب‌ترين مجموعه‌هاي دهه اخير تلويزيون جاي دارند.

 منبع:کتاب سال مجله فیلم

نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1391ساعت 20:20 توسط مریم مطلب پور|

هاليود هر ساله در تنظيم برنامه هاي اكرانش يك يا دو فيلم ابر قهرماني از نوع كميك هاي مصور را دارد .اينگونه فيلم ها كه به مدد كمپاني مارول پا به پرده سينماي امريكا گذاشتند بعضا قهرمانهايي شجاع و نترس را به بيننده معرفي مي كنند كه با دلاوري مثال زدني جهان را از نابودي نجات مي دهند . به نظر مي آيدامروز با گذشت نيم قرن از ساخت اينگونه آثار مردمان آمريكا حضور و حقيقت اينگونه قهرمانها را باور كرده اند و از همين رو است كه در بيشتر آثار سينماي دنيا اين قهرمانان آمريكايي هستند كه به نوعي منجي دنيا خواهند بود .

با ورود به قرن بيست يكم و حضور قهرمانهاي مانند مرد عنكبوتي و بتمن اين قهرمانها در لفافه اي از فانتزي به روي پرده رفتند .قهرمانهايي كه در پناه قدرتهاي عجيب و غريب خود شكست ناپذير مي شوند . و هاليود با استفاده از همين خوراك فرهنگي اذهان عمومي دنيا را براي پذيرفتن يك منجي آمريكايي آماده مي كند .

هاليود كه در سالهاي گذشته فيلم هاي پرفروشي با حضور قهرمانهايي مانند تونی استارک- مرد آهنی ،استيو راجز – كاپيتان امريكا و  بروس بنر هالك.... ساخته بود با برنامه ريزي قبلي ودقت نظر خاص در فروش زماني به ساخت فيلمي با حضور همه اين ابر قهرمانهاي امريكايي ساخت كه بيشتر اين ستاره هاي خيالي هاليود جاي مناسبي در فرهنگ عامه مردم امريكايي پبدا كردند . 

جاس ویدون در مقام كارگردان  انتقامجويان را با درك درستي كه از قابليت هاي اسطوره اي اين شخصيت هاي خيالي داشته است به روي پرده برده است . قدرت پردازش شخصيتهاي خيالي كه ويدون به مدد جلوه هاي ويژه خارق العاده اين فيلم با كارگرداني مناسب بر روي پرده برده است ؟، سبب شده است كه فيلمي با همه مضامين ابر قهرماني ان هم از نوع امريكايي بر روي پرده برود .

در 45 دقيقه ابتدايي فيلم كارگردان به طور حساب شده اي كاراكترها را به ترتيب به بيننده معرفي مي كند و با رويكرد حساب شده مهارت هاي انها را در تقابل هم قرار مي دهد .و بعد از آن طبق روال همه اينگونه آثار نبرد اصلي با شخصيت بد ماجرا آغاز مي شود . سكانس پرواز سفينه هاي خرچنگ مانند اوج هنر جلوه هاي ويژه كامپيوتري را به رخ مي كشد .روي هم رفته سكانس هاي اكشن فيلم انتقامجويان كم نقص است و كارگردان سعي داشته كه به همه قهرمانها سهم هم اندازه اي بدهد .

مجموعه بازیگران « انتقام جویان » هم کار خود را به خوبی انجام داده اند. رابرت دونی جونیور در نقش تونی استارک مانند همیشه موفق  است. دونی جونیور با شوخی های همیشگی اش کمک بسیاری کرده تا دیگر شخصیت های فیلم هم که همگی یا جدی و یا افسرده هستند، کمی بامزه تر به نظر برسند. کریس ایوانز در نقش کاپیتان آمریکا مقتدر است  و همان كاراكتر وطن پرست آمريكايي را نشان مي دهد ، کریس همسورث در نقش ثور بیشتر متمایل به شخصیت کمیک اش است و می توان گفت که کلاسیک رفتار می کند .

روي هم رفته انتقامجويان تجربه هيجان انگيزي از كاراكترهاي ابر قهرمان آمريكايي است كه به مدد تكنولوژي هاي روز كامپوتري ابر قهرماناني شكست ناپذير هستند .كه يك تنه دنيا را نجات خواهند . انتقامجويان همان فيلمي است كه از سياست هاليود انتظار مي رود . منجي هاي آمريكايي كه تنها راه حل نجات دنيا هستند . همان سياست قديمي تصوير سازي ذهني براي ملكه شدن در فكر و روح بينندگان سينماي هاليود در سرتاسر دنيا ، راه حلي كه هاليود در تبليغش موفق عمل كرده است .انتقامجويان سرشار است از نشانه ها و استعاراتي كه بد نيست در هنگام ديدن اكشن جذابش نيم نگاهي هم به آنها داشته باشيم

منبع " خبرگزاری هنر

نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 20:48 توسط مریم مطلب پور|

اقتدار سينماي هر كشوري قبل از شاخصه هاي بازيگري به صورت مستقيم با خصوصيات كارگردان هاي آن سينما ارتباط دارد . اگر چه حضور تهيه كنندگان به عنوان سرمايه گذار مي تواند در تصوير سازي نهايي فيلم ها تاثير گذار باشد .اما آنچه مشهود است رابطه تنگاتنگي است كه بين انديشه كارگردان و نهايي شدن شخصيتهاي آثار فيلم سازان وجود دارد .رابطه اي كه هر چند ممكن است در لايه هاي پنهان شخصيتها مخفي بماند اما در تبديل يك كارگردان به كارگردان مولف ، اثر چشمگيري خواهد داشت . در اين بين سينماي وطني ما نامهايي را كه اين مختصات را در بر داشته باشند به چشم مي آيد . حضور مداوم چهره هايي مانند داريوش مهرجويي در سينماي سي سال اخير ايران توانسته است شخصيتهايي را بر گستره اين پرده نقره اي نقش نمايد كه بعضاً در بسياري از لحظات آينه نسل خود بودند . تصويري كه چهره كارگردانش را تا به امروز به عنوان كارگردان مطرح سينماي ايران منعكس كرده است . در ادامه سعي داريم به ماندگاري و تاثير گذاري كاراكترهاي آثار اين فيلمساز بپردازيم .

مهرجويي تنها فيلم سازي در سينماي ايران است كه با ساخت فيلمي مانند گاو در سينماي قبل از انقلاب امكان حضور و تقدير در سينماي بعد از انقلاب را داشت . فيلم گاو با مضمون پنهاني كه در نفي و تغيير طبقه زندگي كاراكترهايش داشت با مضمون نفي هويت اصلي كاراكترش به صورت  آشكاري اين تغيير طبقاتي را نشان مي داد . حضور عزت اله انتظامي در نقش مش حسن و ايفاي هنرمندان اين كاراكتر سبب شد كه فيلم گاو يكي از  فيلم كالت هاي زمان خودش به حساب بيايد . به مدد اين موفقيت شخصيت مش حسن نيز به عنوان يكي از كاراكترهاي ماندگار سينماي مهرجويي به حساب مي آيد .

اجاره نشين ها يكي ديگر از موفقيتهاي مهم مهرجويي در ارائه كاراكترها متفاوت از طيف هاي اجتماعي زمانه خودش به حساب مي ايد . درست است كه مهرجويي با استفاده از طنز روايت اين شخصيت ها را دلنشين كرده است اما نكته پنهان در نگاه كلي آدمهاي اين قصه مهرجويي پنهان است . شخصيتهاي اجاره نشين ها هر يك با پشتوانه طبقه و تفكر خود در كل اثر حضور دارند . همين امر است كه شخصيت عزت الله انتظامي را به قطب ثروتمند و بقيه كاراكترها  را به عنوان نماينده طبقه خود معرفي مي كند .نگاهي كه در پشت شخصيت پردازي آدمهاي قصه اجاره نشين ها پنهان است بي شك از نگاه خاص مهرجويي  به  فلسفه جامعه معاصر و آدمهاي آن نشات گرفته است . ديدگاهي كه در فراز و نشيب شخصيتهاي اين فيلم پنهان است و به همين دليل اجاره نشين هاي مهرجويي و كاراكترهايش را در سينماي ايران اينگونه ماندگار كرده است .

ادامه روند فيلم سازي مهرجويي ساخت اثري را منجر شد كه تنها با اتكا به اين فيلم نامش در سينماي ايران هميشه جاودانه شده است . هامون ساخته جنجالي مهرجويي كه خسرو شكيبايي را تبديل به ستاره دوران خود كرد .اولين فيلم مهرجويي بود كه در آن كارگردان شخصيت اصلي را داراي شاخصه هاي سرگشتگي عرفاني و فلسفي نشان مي دهد . حميد هامون نه تنها نماينده نسلي بود كه دغدغه هاي عرفاني و مذهبي خاص داشتند بلكه آنچه در لايه هاي زيرين شخصيت حميد هامون پنهان بود بسيار نزديك به خود واقعي مهرجويي است و همين امر باعث شده است شباهتهاي نزديك و تنگاتنك هامون و نسل سرگشته اش اين فيلم مهرجويي را به مهمترين اثر كارنامه هنري او تبديل كند . اثري كه شخصيت اصلي آن نه تنها نماينده نسل خود بود بلكه با نگاهي فرازماني مي توان حميد هامون را شاخصه تنهاي و سرگشتي مرد شرقي دانست .بي شك بازي بي نظير خسرو شكيبايي فقيد در اين اثر گذاري عميق بي تاثير نبوده است .

مهرجويي بانو را در حالي ساخت كه موفقيت هامون او را به سمت ساخت فيلمي نزديك به اثر قبلي سوق داد . اثري كه با بد شانسي مميزي خورد و بعد از اكرانش در سالهاي بعد نه تنها شور و شوق هامون بازان خاموش شده بود بلكه ديدن بازي شكيبايي و بيتا فرهي براي آن زمان ديگر جذابيت قبل را نداشت . هر چند كه مهرجويي همه سعي خود را به كار بسته بود تا اينبار سرگشتي هاي زني را در قالب كاراكتر بانو بيان كند .اما به نظر مي آيد او نتوانست موفقيت حميد هامون را در هيچ يك از آثار نيمه فلسفه ايش تكرار نمايد.

مهرجويي در ادامه روند فيلم سازي اش دو فيلم سارا و پري را ساخت . دو اثري كه هر چند سعي داشت وجه زنانه آثارش را به صورت بارز به بيننده منعكس نمايد اما هيچ كدام در مقايسه با شخصيت فيلم ليلا نتوانست از دنياي پر راز و رمز زنانه پرده بردارد .

مهرجويي با ساخت سه گانه سارا ، پري و ليلا با انتخاب يك زن براي ايفاي نقش اول فيلم خود نه تنها باب جديدي در ستاره سازي بوجود آورد بلكه سبب شد تا زنان بتوانند نقش هاي محوري و اصلي فيلم را بر دوش داشته باشند . نگاه ظريف و خاص مهرجويي به دنياي زنانه اي كه برآمده از جايگاه خاص اجتماعي دهه هفتاد بود در بن مايه اصلي شخصيت هاي اين فيلم مشهود است . زنان قصه اين سه اثر مهرجويي زناني دغدغه مند هستند كه نگاه تازه اي بر مشكلات كليشه اي هم نسلان خود دارند .

نيكي كريمي در ايفاي كاراكترهاي اصلي دو فيلم سارا و پري به مدد راهنماي هاي مهرجويي بازي درخشاني از خود به يادگار گذاشت .اما ليلا حاتمي در قالب كاراكتر ليلا حديث تلخ زندگي را روايت مي كند كه با نگاه خاص مهرجويي به مقوله مادر شدن ليلا فيلمي ماندگار در كار نامه بازيگري او به يادگار گذاشته است .

درخت گلابي شايد تنها فيلمي در كارنامه كارگرداني مهرجويي است كه به نوعي حديث نفس نيمه عاشقانه و عارفانه او به حساب مي آيد . فضاي روشنفكر مابانه فيلم و وجود كاراكتري با نام " ميم" درشخصيت پردازي همگي از وجود استعاره اي عارفانه خبر مي دهد . مهرجويي با درخت گلابي به نوعي نگاه روشنفكر مابانه به كاراكترهايش در پس زمينه نيمه فلسفي و عرفاني را تكميل كرد . در بررسي آثار او مي توان عنوان كرد درخت گلابي پايان دوره اي است كه او با نگاه روشنفكرانه به خلق كاراكترهايش مي پرداخت .

دوره جديد فيلم سازي مهرجويي به نوعي با فيلم مهمان مامان شروع شد. فيلمي گرم و متفاوت از كارگردان هامون كه اينبار دوربينش را به خانه اي در جنوب شهر برده و سعي دارد به مدد شخصيتهاي فراوان و متفاوتش داستان همدلي آدمهاي احساسي ايراني را نشان دهد . او در مهمان مامان نه تنها با استفاده از شخصيتهاي فراوان سعي داشت روابط طيف هاي متفاوت جامعه را در اثرش نشان دهد بلكه نگاه بومي او به نوع تغذيه و غذاي هاي سنتي ايراني كه در آثار گذشته اش به نوعي نمود داشت در اين فيلم كاملا مشهود است .

در ادامه راه مهرجويي با گذشت ده سال از فيلم ليلا فيلم سنتوري را  ساخت . فيلمي كه بعد از اينكه در جشنواره فيلم فجر مورد توجه و اقبال قرار گرفت به يكباره كنار گذاشته شد و نتوانست مجوز اكران را دريافت كند . سنتوري يكي از مهمترين شخصيتهاي فيلم هاي مهرجويي را پس از فيلم هامون در مجموعه آثار مهرجويي دارد . علي سنتوري به نوعي نماينده و نشان دهنده نسلي است كه به سمت اضمحلال روحي و رواني مي روند .نسلي كه ادعاي روشنفكري و هنر دارند اما در لبه پرتگاه روزمرگي و فساد قرار گرفته اند . نسلي عصيانگر كه مرز بين عقل وعشق آنها را در برزخ فكري نگاه داشته است . برزخي كه در نهايت مي تواند آنها را تا اوج تباهي بكشاند . بهرام رادان با ايفاي نقش علي سنتوري يكي از معدود نقش هاي ماندگار خود در سينماي ايران را تصوير كرده است . نقشي كه به مدد كارگردانش نماينده نسلي عصيانگر شد .

در بررسي كارنامه كاري مهرجويي ، اين كارگردان بعد از ساخت فيلم سنتوري فيلم هاي متفاوتي از جمله اسمان محبوب و نارنجي پوش را ساخت . دو اثري كه به هيچ عنوان در قد و قواره سينماي او و شاخصه هاي مهم كارگرداني اش به حساب نمي آيد . نوع شخصيت پردازي اين دو اثر به گونه اي است كه نه تنها در قياس با كارنامه پر وپيمان اين كارگردان ، نمي تواند رتبه بالايي را كسب كند بلكه به نظر مي آيد مهرجويي با يك انتخاب هوشمندانه سعي دارد به سينماي نيمه مستند روي آورد .

اين سينما و اين كاراكترها به هيچ وجه در راستاي سينماي قصه گو با پس زمينه فلسفي و اجتماعي مهرجويي نيست . اما آنچه از سينماي اين روزهاي مهرجويي بر مي آيد دنيايي عجيب و خيالي با كاراكترهايي است كه به هيچ وجه نمي تواند ارتباط مناسب را با بيننده بر قرار كند شايد مهرجويي به دنبال اتوپياي جديدي است كه قد و قوراره شاخصه هاي جديد فلسفي او را داشته باشد .

 منبع : روزنامه مردم سالاری

نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 9:21 توسط مریم مطلب پور|

عليرضا اميني با ساخت آثار متفاوتي مانند" نامه هاي باد" و" استشهادي براي خدا" علاقه وافرش براي تصوير موقعيت هاي رئال در دل اتفاقات تكرار پذير را نشان داده بود با ساخت فيلم" هفت دقيقه تا پاييز" نشان داد كه نه تنها به خوبي از پس ساخت درام هاي شهري تلخ بر مي آيد بلكه نگاه جدي و بي پرده اي به رويدادهاي جامعه دارد و بدون ترس از واكنش تماشاگر اين همه تلخي را به كام او مي نشاند .حضور موفق او در مقام كارگردان هفت دقيقه تا پاييز آنقدرتوقعات را از او بالا برد كه بي صبرانه در انتظار ساخت و اكران فيلم بعدي اش باشيم ، هر چند كه او با ساخت آخرين فيلمش نتوانست امتياز مناسبي به داشته هاي خود اضافه نمايد  . آخرين اثر او در مقام كارگردان انتهاي خيابان هشتم بود كه بعد از يكسال توقيف و حاشيه هاي فراوان بالاخره نوروز سال 91 بر پرده سينماها نشست . انتهاي خيابان هشتم فيلمي سرشار از تلخي زائد الوصفي است كه بي محابا با تصوير سكانس هايي غم انگيز تماشاگر را در اعماق غم غوطه ور مي كند .مهمترين نكته اي كه بعد از تماشاي فيلم به ذهن مخاطب خطور مي كند چرايي تصوير اين همه مشكل و غم در يك اثر سينمايي است . به نظر مي آيد اميني آنقدر عاشق شخصيتهايش بوده است كه چندان به بسط كاراكترها با زير ساخت فيلم نامه فكر نكرده است .انتهاي خيابان هشتم فيلم سرراستي نيست و مهمترين ضربه هم از همين علت بر پيكره اثر وارد شده است.  فيلمنامه در ابتداي فيلم به هيچ وجه نمي تواند شخصيت هايش را به خوبي به بيننده معرفي كند و بيننده به شدت دست و پا مي زند تا علت اين همه تلاش و جنب وجوش نيلوفر و بهرام را كشف كند .بعد از اينكه موضوع ديه مشخص مي شود تا انتهاي داستان تنها با اشاره كوتاه نيلوفر در مورد اتفاقي كه سبب قتل شده است، بيننده دليل محكمي براي قتل نمي يابد . به نظر ميرسد اميني براي بالا بردن ضرباهنگ و اضطراب فيلم شخصيتهاي مانند قاتل و مقتول و خانواده مقتول را حذف كرده ولي در كنار شخصيتهاي نيلوفر و بهرام كه بدون توضيح قابل قبولي به هر دري مي زنند تا پول ديه را تهيه كنند، تنها سر درگمي تماشاگر مانده است . اما نيمه دوم فيلم كارگردان تصميم مي گيرد تا جامي از زهر را به كام تماشاگرش بنشاند . بعد از اينكه يك روز مانده به اعدام نيلوفر و بهرام از تهيه پول نااميد مي شوند ورق بر مي گردد و نيلوفر و بهرام و موسي دست به هر كاري مي زنند تا پول را جور كنند .اميني براي اينكه تماشاگر را در دل اين اضطراب بنشاند از تدوين موازي اين چهار شخصيت در موقعيت هاي متفاوت استفاده كرده است . به نظر مي رسد اميني براي نشان دادن نهايت بدبختي كاراكترهايش آنها را تا ته خط مي برد و همگي آنها به نوعي وادار به خودكشي روحي و جسمي مي كند. هر چند كه در نهايت پول را به قيمت از دست دادن شرافت خود به دست مي آورند .

ترانه علي دوستي و صابر ابر و حامد بهداد مثلث كاملي را براي نشان دادن كاراكترهاي قصه تشكيل داده اند . گرچه عليدوستي در ابتداي قصه با بازي برون گراي خود بيينده را گيج مي كند اما در نيمه پاياني قصه با سكوت و تلخي كه در نگاهش موج مي زند به خوبي استيصال و بي پناهي نيلوفر را نشان داده است . صابر ابر يكي از بازي هاي خوب خود را به نمايش گذاشته است عصيانگري او در انتهاي قصه گرچه مميزي خورده است اما با نگاههاي به نم نشسته اش به راحتي احساسات تماشاگر را به بازي مي گيرد .

حامد بهداد در ايفاي كاراكتر موسي كامل است .اينبار از داد و فريادهاي هميشگي و بازي برونگراي او خبري نيست . بهداد همه غم ذاتي موسي را در سكوت تلخ و ديالوگهاي خود پنهان كرده است . هرچند كه اميني از اين شخصيت هم اطلاعات درستي به بيننده نمي دهد .

عليرضا اميني همانگونه كه از اسم فيلم بر مي آيد با انتهاي خيابان هشتم كاراكترهايش را در مرداب تلخي گرفتار مي كند و در نهايت هر شخصيت را به نوعي اسير مرداب مي كند . تلخي گزنده اي كه كام تماشاگر را تلخ مي كند هر چند كه در بسياري از مناسبات اين روزها موجود است اما به نظر مي آيد نشان دادن اين همه سياهي و تلخي بدون ارائه راه حل مناسب تنها روح تماشاگر خسته از اين مناسبات را آزرده مي كند . انتهاي خيابان هشتم قصه غم انگيز نسلي است كه براي پول روح خود را مي فروشند هر چند كه در نهايت در آتش خشم خود مي سوزند

منبع : روز نامه مردم سالاري

نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 14:15 توسط مریم مطلب پور|

 در بعد فيلمشناسي، سعيد سهيلي به عنوان كارگردان چندان نگاه بحث بر انگيزي در مفهوم كلي آثارش به چشم نمي آيد . او كه با فيلم مردي شبيه باران( كه در زمان خود اثر قابل تاملي بود) كارش را در مقام نويسنده و كارگردان آغاز كرد .در سالهاي بعد با ساخت آثاري تجاري و بعضاً طنز و فانتزي اين مسير را طي كرده است .آثاري كه شايد مانند چهار چنگولي در گيشه مورد اقبال قرار گرفته اند اما سهيلي در مقام كارگردان و نويسنده به دنبال بيان معضلات اجتماعي نبوده است . گشت ارشاد كه نورز امسال بر پرده سينماها رفت و بعد از چند روز جنجال به اكران محدود رسيد شايد تنها فيلم سهيلي است كه در آن كارگردان سعي كرده است با استفاده از پديده هاي اجتماعي چند سال اخير نگاه انتقادي به جامعه داشته باشد . اما در كليت به نظر مي ايد سهيلي بيشتر از هر چيز از نام گشت ارشاد براي تبليغ ببيشتر فيلمش استفاده كرده است و شايد همين امر سبب ايجاد اين همه حواشي براي اكران اين فيلم بوده است .

سه كاراكتر اصلي فيلم از بعد شخصيت پردازي تقريبا اطلاعات خوبي را به بيننده منتقل مي كنند . نوع رابطه تصوير شده اين سه نفر در كنار ديالوگها و مزه پراني هايي كه از زبان شخصيتها بيان مي شود هر چند ممكن است در لحظه اول لبخندي را بر لب بيننده بنشاند اما در حقيقت لودگي هاي سه شخصيت اصلي بيشتر شبيه طنزهاي دست چندمي تلويزيوني است تا اثر شاخص سينمايي .

هر چند كه ارتباط بين اين سه كاراكتر و بازيها قابل تامل است وفرخ نژاد كه نشان داده است استاد ايجاد فضاهاي طنز در قالب شخصيت جدي است نقطه عطف مهم گشت ارشاد به حساب مي آيد و به همين دليل بازي پولاد كيميايي و ساعد سهيلي تحت تاثير بازي او قرار گرفته است . هر چند كه از ابتداي فيلم تكليف مخاطب با سه كاراكتر متقلب فيلم مشخص است و سهيلي از همان ابتدا آنها را جعلي نشان مي دهد اما به نظر مي آيد در پس تصوير اين كاراكترها كارگردان سعي داشته است از ترس پنهان مردم از نيروي انتظامي پرده بردارد .

گشت ارشاد هر چند كه از لحاظ ساختاري كاستي هاي فراواني را در كليت اثر دارد اما كارگرداني سعيد سهيلي نسبت به مجموعه آثارش پيشرفت بيشتري داشته است . علي الخصوص كه شخصيتهايي كه او تصوير كرده است مانند بيشتر آثاري كه در اينگونه فيلمها ديده ايم يك شبه متحول نمي شوند .شخصيت پردازي فيلم هر چند در حد معرفي و ارتباط سه كاراكتر اصلي و بيان قصه شخصيتها موفق است اما حضور كاراكترهايي مانند نيوشا ضيغمي و جمشيد هاشم پور كه فينال قصه بر اساس آنها شكل مي گيرد آنقدر پا در هواست كه هيچ منطق روايي براي بببينده در بر ندارد .

هر چند كه حاشيه هاي بوجود امده در مورد اين فيلم باعث شده است كارگردان و موضوع انتخابي او بيشتر مركز توجه قرار گيرند اما در كل گشت ارشاد اثر متوسطي است كه در كارنامه كاري گارگردانش حركت رو به جلو به حساب مي آيد

منبع : روزنامه مردم سالاري

نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 14:14 توسط مریم مطلب پور|


آخرين مطالب
» زندگي و ديگر هيچ ( نگاهي به فيلم روزهاي زندگي )
» نقش عشق و فلسفه در بستر تاريخ (نگاهي به كارنامه تلويزيوني حسن فتحي )
» منجي هاي امريكايي ( نگاهي به فيلم انتقامجويان )
» ماندگاري كاراكترهاي يك كارگردان مولف ( نگاهي به شخصيتهاي ماندگار آثار مهرجويي)
» رد اشكي بر صورت بي كسي ( نگاهي به فيلم انتهاي خيابان هشتم )
» تعامل سه شخصيت ياغي ( نگاهي به فيلم گشت ارشاد
» تحول پوشالی ( نگاهی به فیلم نارنجی پوش)
» مبارزه اي با طعم مرگ ( نگاهي به فيلم عطش مبارزه)
» نوروز در آينه تلويزيون (نگاهي به سريالهاي نوروز 91)
» صداقت نوستالژيك كلاه قرمزي و پسر خاله
Design By : Pars Skin